...نکتهی آخر راجع به این تواشیح است. من خیلی خوشحال شدم از اینکه دیدم برادران مشهدی ما[1] الحمدللَّه این نوآوری را کردند و آمدند شعر نو و آهنگ نو خواندند. البته چیزهایی از این تواشیح خیلی عربی است و ماها نمیفهمیم؛ عیبی هم ندارد و ما هم نفی نمیکنیم؛ اما آن چیزی که بسیار خوب است، این است که سبک، نوست؛ شعر، نوست؛ دیگر تقلید محض از دیگران نیست.

من غالباً به این برادرانی هم که در تهران مشغول هستند و همین گروههای تواشیح و همخوانی را دارند - که انصافاً هم بسیار خوبند - گفتهام که این قرآنخوانىِ مشترکی که شماها دارید، خیلی عالی است؛ واقعاً در دنیا کمنظیر است که اینطور هفت، هشت نفر با هم همخوانی دارند؛ اما در زمینهی این آهنگها و سرودهایی که دربارهی توحید و حضرت ختمی مرتبت (علیهوعلیالهالسّلام) و یا راجع به موضوعات دیگر است، باید نوآوری کنید. شما این قصیدهی «بُرده»[2] و «لامیّة العجم»[3] و قصاید شیخ کاظم اُزری[4] و این قصاید معروف عربی را که در هر محفل عربی بخوانید و در آنجا چهار نفر آدم عربیدان باشند، تا بیت اولش را خواندید، همه میفهمند که اصلاً شما چه میخواهید بخوانید؛ قصیده برایشان روشن است؛ این قصیده خوب است؛ آن وقت شما این را با آهنگ ابتکاری بخوانید؛ همینطور که الان این برادران با آهنگ جدید خواندند. صداهای شما هم الحمدللَّه از صداهای آنها کمتر نیست. هیچ لزومی ندارد که چون «طه الفشنی» یا دیگران این قصیده را خواندهاند، ما هم همیشه تا آخر همین را بخوانیم. البته اگر در شروع کار از آنها یاد گرفتیم، عیبی ندارد؛ اما انسان تا آخر که نباید همیشه تقلید بکند؛ باید نوآوری بکند.

در مدح رسول اکرم و در مدح ائمه(علیهمالسّلام)، در مدح ماه رمضان، در مدح قرآن، دربارهی قرآن، و در مناجات باریتعالی، شعرهای بسیار خوبِ عربىِ ممتازی وجود دارد؛ اینها را بخوانید. امیدواریم که انشاءاللَّه روزبهروز این کار پیشرفت کند.
بنده اعتقاد قاطعم این است که ما اگر بخواهیم قرآن در ذهنیت و فضای جامعه جا بیفتد، باید تلاوتگر قرآن زیاد داشته باشیم؛ به این خاطر ما دنبال تلاوت قرآن هستیم. این آهنگهای قرآنی دلها را متوجه قرآن میکند؛ صداهای خوش را باید در این چیزها استخدام کرد. هیچ مضمونی از مضمون کلام خدا شایستهتر نیست، برای اینکه در صدای خوشی جا بگیرد و صدای خوش حامل این کلام و بیان بشود؛ این از هر شعر و سخن ادیبانهیی بالاتر است.